هموار سازي سود : SMOOTHING PROFIT
اهميت دادن به درآمد و سود حسابداري گزارش شده ، يك فرضيه اي وجود دارد كه مديران جستجو مي كند كه سود را در طي تمام دوره هموار نمايد بطوريكه جريان سود ثابت بيشتر با واريانس سالانه كمتر منتهي به ارزش گذاري شركت بالاتر مي شود . در برخي موارد اين بحث پيشنهاد مي گردد كه يك بازار سهام طبيعي نمي تواند داده هاي حسابداري را بطور صحيح شرح دهد . رونن و سادن به تناوب پيشنهاد مي كنند كه مديران هموار سازي سود را براي پيشگوئي كردن بهينه (بوسيله افراد برون سازماني) از جريانات نقدي كه ارزش شركتها بر آن مبنا قرار مي گيرد ، تسهيل مي كند .
سه طريقه وجود دارد كه هموارسازي را مي توان به آن نائل شد
:1-زمان تجدي معاملات
2-انتخاب روشها ودستورالعملهاي تخصيص يافته
3- طبقه بندي هموارسازي بين سود عملياتي و غيرعملياتي
زمان بندي معاملات يك انتخاب مديريتي بغير از يك انتخاب حسابداري است ، لكن احتمالاً مهمترين روش مستقيم و موثرترين تحريف سود حسابداري است . تحقيقات حسابداري عمدتاً روي دو رويكرد ديگر متمركز شده است . به هموار سازي مي توان از طريق انتخاب يك روش هاي تخصيص يافته برسيم وقبل از بيانيه شماره 30 ، از طريق طبقه بندي درآمد و را به عملياتي وغيرعملياتي (مي پذيريم كه مطلوب آنست كه سود عملياتي را هموار سازيم) . بعد از بيانيه شماره 30 ، نظرات اندكي در مورد سود عملياتي و غير عملياتي وجود داشت . مطالعات تجربي زيادي از فرضياتي كه هموار سازي سود را از هر دو انتخاب روش حسابداري (تخصيص يافته) و طبقه بنديها نائل مي شويم ، پشتيباني و حمايت مي كند يافته تحقيق دوم ممكن است به تشريح اينكه چرا APB يكنواختي مطلق در بيانيه شماره 30 مربوط به اقلام غير عملياتي جدا از رويكرد يكنواختي مورد استفاده در بيانيه شماره 9 APB حمايت وكمك مي كند . با وجود اينكه آزمون هاي تجربي رفتار هموارسازي سود را تاكيد نموده است ، اما مسائل زيادي با بدنه تحقيقات دارند . اولاً ، تئوري اساسي يا انگيزه اي براي هموارسازي سود باندازه كافي شفاف براي ايجاد پيشگوئي هاي قوي مشخص نشده بطوريكه چه سود هموار شده همانند و مشابه به نظر خواهد رسيد بدين ترتيب ، رويكردي براي استفاده از مدلهاي سري زماني نسبتاً ساده از روندهاي سود در طي دوره وجود داشته است ، اما اين كار مي توانست سريهاي سود هموار شده را اشتباهاً تعيين نمايد ولي نتايج گمراه كننده اي تهيه مي كرد . ثانياً ما نمي توانيم همواره تعيين كنيم چه سريهايي از سود همواره شده همانند و مشابه به نظرمي رسند بنابراين شركتها وارد يك سري از روشهاي حسابداري ، علاوه بر زمان بندي معاملات ، مي شوند كه نتايج آن اجماع سود را ايجاد مي كند . اگر ما نتوانيم سود غير هموار شده را محاسبه كنيم ، آسان نيست به هيچ وجه كه تعيين نمائيم چگونه سود هموارساز شده است . ثالثاً ممكن است يك تورش ساختگي باشد كه هموارسازي سود را در اثر تورم اغراق آميز بيان كنند . احتمالاً وجود دارد كه يك جريان بالارونده سالانه در سريهاي سود كه به تنهايي در اثر اثرات تورمي سطح عمومي قيمتها باشد . بنابراين مسائل روشنگر اين مطلب است كه شواهد اندكي از وجود حمايت به پرداختن هموارسازي سود جامع وجود دارد .
يك رويكرد گزينه اي براي مطالعه نمودن هموارسازي سود در پيش گرفته است
.اولا ً ، او بحث مي كند كه انگيزه هاي هموارسازي ، بخشي از آن ، به طرحهاي پاداش مديريت مربوط مي شود كه از ارقام سود حسابداري استفاده مي شود
. HEALY مشخص كرد كه چگونه پاداشها براي يك شركت نمونه محاسبه شده است و سپس آزمون هاي تجربي ثابت كرد با اينكه او مشاهده نمايد كه تصميمات حسابداري مربوط به اين اقلام پاداش مي شوند . پاداشها معمولاً روي تجميع حدود پائين تر و بالاتر پايه و مبنا قرار گرفته است ، بنابراين انگيزه اين است كه به سود بالا با تجميع پاداش برسيم . (اگر آن پائين باشد) اما اگر سود در تجميع پاداش باشد ، انگيزه اين است كه سود تا دوره بعد معوق شود . بخصوص ، در زمان بندي معاملات ، و بالاخص در پايان سال برخورد نمايد ، ميتوان مورد استفاده قرار گيرد كه سود را از يك سال به سال بعد تغيير داد ، و بستگي به وضعيت تجميع پاداش داردBONUSPOOL) . HEALY نتيجه گيري كرد كه اين در انواع رفتار است . جالب توجه اينكه هيچ شاخصي وجود ندارد كه تغييرات در مقررات و رويه هاي حسابداري بكار گفته شده ، سود پاداش را دست و كاري نمايد ، اگر چه تغييرات در روشهاي حسابداري موقعيكه طرحهاي پاداش پذيرفته يا تغيير يافته رخ دهد ، كه پيشنهاد مي گردد كه طرحهاي پاداش ممكن است يك تاثير اساسي روي انتخاب روش حسابداري داشته باشد ، همانطوريكه در ادبيات پيامدهاي اقتصادي مورد بحث قرار گرفت .
مطالعات كلي بيشتر از سري زماني متعلق به اقلام سود حسابداري نشان دهنده اين است كه سريها تحت يك گام تصادفي با جريان بالارونده اندك وملايم بهتر توصيف و بحث مي شوند اين بدان معني است كه با وجود يك روند بالارونده آرام و ملايم از سالي به سال ديگر وجود دارد ، بهترين پيشگوئي از سود دوره جاري همان سود دوره گذشته است مطالعات سريهاي زماني كلي بيشتر از فرضيه هموارسازي حمايت نمي كنند
. اگر هموارسازي اتفاق و رخ داده باشد بايد اثرات خط روند مشخص باشد و مدلهاي پيشگوئي گام تصادفي بايستي در مدلهاي سري هاي زماني با ميانگين بسيار در تشريح سريهاي سود حسابداري مداخل نمايد .(هندرکسن-ترجمه دکتر کرباسی یزدی)